<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>تاریخ فراموش شده ی ایران</title>
<link>http://aryana2500.blogfa.com/</link>
<description>گذری کوتاه بر تاریخ ایران باستان و دین زرتشتی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 19 Jan 2006 18:54:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>یورش تازیها به ایران2</title>
<link>http://aryana2500.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بنام ایزد پاک&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در یادداشت پیشین اشاره ای کوتاه داشتیم به پیشینه ی اعراب و چگونگی روابط آنها با همسایگان خودشان و به اینجا رسیدیم که پس از ورود به داخل ایران شروع به کشتن مردم بی دفاع شهرها کردند. تمامی گنجینه ها را غارت کرده و به مرکز خلافت فرستادند.در برابر سیل هجوم تازیان شهرها و قلعه های بسیاری ویران گشت خاندانها و دودمانهای بسیاری بر باد رفت. اموال توانگران را تاراج کردند و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt;غنایم و انفال&lt;/SPAN&gt; نام نهادند. دختران و زنان ایرانی را در بازار مدینه فروختند و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt;سبایا و اسرا&lt;/SPAN&gt; خواندند.از پیشه وران و برزگران که دین مسلمانی را نپذیرفته بودند باج و ساو گران به زور گرفتند و&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt; جزیه&lt;/SPAN&gt; نام نهادند. و همه این کارها در سایه شمشیر و تازیانه اعراب انجام می گرفت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;درباره رفتار و کردار این فاتحان نیز موارد شنیدنی بسیار است: در تجارب السلف برگ 30 می خوانیم که شخصی عرب پاره ای یاقوت یافت که بسیار گرانبها بود. شخص دیگری که ارزش آن را می دانست یاقوت را به هزار درهم از او خرید. وقتی به او گفتند یاقوت را ارزان فروخته ای گفت اگر می دانستم بالاتر از هزار عددی است آنرا طلب می کردم!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;همچنین می خوانیم که گروهی از اعراب به کیسه ای پر از کافور دست یافتند و پنداشتند که نمک است. کمی از آنرا در دیگ ریختند. مزه غذا تلخ شد. خواستند کافور را به زمین بریزند اما شخصی که ارزش کافور را می دانست آنرا به کرباس پاره ای از آنان خرید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آری این چنین بود که قومی با این درجه از توحش بر ایران چیره گشت و عرب با همه ناتوانی و درماندگی که داشت بر اوضاع مسلط گشت و از آن پس محرابها و مناره ها جای آتشکده و پرستش گاهها را گرفت. زبان پهلوی جای خود را به زبان تازی داد. گوشهایی که به شنیدن زمزمه های مغانه و سرودهای خسروانی انس گرفته&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بودند بانگ تکبیر و تنین صدای موذن را با حیرت و تاثر تمام شنیدند.کسانی که مدتها ترانه های طرب انگیز باربد و نکیسا لذت برده بودند رفته رفته با صدای زنگ شتر مانوس شدند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;از آسیبهای معنوی این واقعه هرچه نوشته و گفته شود کم است. یکی از اثر گذارترین این آسیبها به زبان و فرهنگ ایران بود. دکتر زرین کوب چنین می گوید: عربان شاید برای آنکه از آسیب زبانی ایرانیان در امان بمانند و آنرا همواره چون حربه تیزی در دست مغلوبان خویش نبینند در صدد برآمدند زبانها و لهجه های رایج در ایران را از میان ببرند.آخر این بیم هم بود که همین زبانها خلقی را بر آنها بشوراند و ملک و حکومت آنها را در بلاد دور افتاده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;ایران به خطر اندازد.به همین سبب هرجا که در شهرهای ایران به خط و زبان و کتاب و کتابخانه برخوردند همه را یکجا نابود کردند. نوشته اند وقتی قتیبه ابن مسلم سردار حجاج بار دوم به خوارزم رفت و آن&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;را باز گشود هر کس را که خط خوارزمی می نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بی دریغ گذراند و موبدان و هیربدان قوم را یکسره هلاک نمود و کتابهاشان همه بسوزانید و تباه کرد.(آثارالباقیه ص 35،36،48).دکتر بهانه اعراب را این گونه بیان می کند: شاید بهانه عرب برای مبارزه با زبان و خط ایران این نکته بود که خط و زبان ایران را مانع نشر و رواج قرآن می شمرد. در واقع از ایرانیان حتا آنها که آیین مسلمانی پذیرفته بودند زبان تازی را نمی آموختند و از این رو بسا که نماز و قرآن را نیز نمی توانستند به تازی بخوانند. نوشته اند که مردم بخارا به اول اسلام، در نماز قرآن به تازی خواندندی و عربی نتوانستندی آموختن و چون وقت رکوع شدی مردی بود که در پس ایشان بانگ زدی: بکنیتا نکنیت، و چون سجده خواستندی کردن بانگ کردی: نگونیا نگونی کنیت. (تاریخ بخارا ص 75 چاپ تهران).با چنین علاقه ای که مردم در ایران به زبان خویش داشتند شگفت نیست که سرداران عرب زبان ایران را تا اندازه ای با دین و حکومت خویش معارض دیده باشند و در هر دیاری برای از بین بردن و محو کردن خط و زبان فارسی کوششی ورزیده باشند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در مورد کتاب سوزی اعراب هم سخنهای بسیار گفته شده .بسیاری آنرا تایید کرده اند و برخی هم آنرا مورد تردید قرار داده اند. اما دکتر زرین کوب نیکو گفته آنجا که می گوید: این تردید چه لازم است؟! برای عرب که جز قرآن هیچ سخن را قدر نمی دانست کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند؟ در آیین مسلمانان آن روزگار آشنایی به خط و کتابت بسیار نادر بود و پیداست که چنین قومی تا چه حد می توانست به کتاب و کتابخانه علاقه داشته باشد. تمام قراین و شواهد نشان می دهد که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی مانده است فایده ای نمی برده در این صورت جای شک نیست که در آن گونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمی دیده است.در حمله تازیان موبدان بیش از هر طبقه دیگر مقام و حیثیت خویش را از دست دادند.با کشته شدن و پراکنده شدن این طبقه پیداست که دیگر کتابها و علوم آنها نیز که به درد تازیان هم نمی خورد موجبی برای بقا نداشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نام بسیاری از کتابهای عهد ساسانی در کتابها مانده است که نشانی از آنها باقی نیست. باری از همه قراین پیداست که در حمله عرب بسیاری از کتابهای ایرانیان از میان رفته است. گفته اند که وقتی سعدابن ابی وقاص بر مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیاری دید. از عمر درباره این کتابها دستوری خواست.عمر در پاسخ به او گفت :که آن همه را به آب افکن که اگر آنچه در آن کتابهاست، سبب راهنمایی است، خداوند برای ما قرآن فرستاده که از آنها راه نماینده تر است و اگر در آنها جز مایه گمراهی نیست خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. بدین سبب آن همه کتاب را در آب یا آتش افکندند.(ابن خلدون مقدمه چاپ مصر ). بدین گونه بود که کتابهایی که در زمان خود در زمینه های پزشکی، ستاره شناسی، اجتماعی و دینی بی همتا بودند به دست این کودکان سبک مغزی افتاد که از جهنم هولناک صحرای عرب پا به بهشت ایران گذارده بودند.و آنها نیز آنچه کردند که در اندازه فهم و شعورشان بود.و در پایان این یادداشت سخنی از خسرو پرویز می آوریم که در کتابهای تازیان نقل شده: &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt;خسرو می گوید اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند.از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند .بهترین خوراکی که منعمانشان می توانند به دست آورند گوشت شتر است که بسیاری از درندگان آنرا از بیم دچار شدن به بیماریها و به سبب ناگواری و سنگینی نمی خورند... .(عقدالفرید ج 2 ص5 چاپ قاهره)&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://hostedpictures.com/images/aryana2500/picture20054jpgjpg.jpg&quot; target=_blank&gt;هدیه امروز&lt;/A&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Jan 2006 18:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aryana2500&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>aryana2500</dc:creator>
<guid>http://aryana2500.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یورش تازیها به ایران</title>
<link>http://aryana2500.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بنام ایزد پاک&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در مورد هجوم تازیان به ایران و پیامدهای آن بسیاری از پژوهندگان تاریخ ایران کتابهایی نوشته اند که هریک با توجه به نگرش و عقاید خود به این واقعه پرداخته اند.آنچه که در کتابهای درسی مدارس به آن پرداخته شده این است که کلیه ایرانیان با غوش باز پذیرای دین تازه و سروری عربهای بدوی بر ایران بوده اند و عربها بدون هیچ خشونت و خونریزی وارد ایران می شوند.اما آیا این تمام واقعیت است؟بی شک اگر کمی درباره این مقطع تاریخی کنجکاوی کنیم در می یابیم آنچه که به عنوان تاریخ به خورد ما داده اند و هنوز هم می دهند چیزی جز واژگونه ای از یک رخداد تاریخی نیست.برای اینکه ببینیم در این مقطع از تاریخ ایران، بر ایران و ایرانی چه گذشته نخست باید شرایط آن روزگار ایران و همسایگان آن بویژه تازیان را مورد بررسی قرار دهیم. برای این کار از کتاب دو قرن سکوت کمک میگیریم.دکتر زرین کوب شرایط را این گونه روایت می کند: در آن روزگاران که هیبت و شکوه دولت ساسانی سرداران و امپراتوران روم را در پشت دروازه های قسطنطنیه به بیم و هراس می افکند، عربان نیز مانند سایر مردم (انیران) روی نیاز به درگاه خسروان ایران می آوردند و در بارگاه کسرا چون نیازمندان و درماندگان می آمدند و گشاد کار خویش را از آنان می طلبیدند.پیش از این نیز به درگاه شهریاران ایران جز از در فرمانبرداری در نیامده بودند. پیش از اسکندر (گجسته) بیابان عرب در زمره سرزمینهایی بود که به داریوش شاهنشاه ایران تعلق داشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در دوره ای برخی از تازیان به بحرین و کناره های دریای پارس به غارت آمده بودند اما شاپور ذوالاکتاف آنها را ادب کرد و به جای خویش نشاند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در تمامی ادوار بعد هم میبینیم که تازیان دست نشاندگان و گماشتگان و خراج گزار دولت ایران به شمار می آیند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در مورد جایگاه زندگی تازیان هم روایت زرین کوب خواندنی است: بادیه های ریگزار بی آب نجد و تهامه را دیگر آن قدر محل نبود که حکومت و سپاه ایران را به خویشتن کشاند.زیرا در این بیابانهای بی آب هولناک خیال انگیز از کشت و ورز و بازار و کالا هیچ نشانی نبود و جز مشتی عرب گرسنه و برهنه که چون غولان و دیوان همه جا بر سر اندکی آب و مشتی سبزه با یکدیگر در جنگ و ستیز بودند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در مورد خلق و خوی تازیان هم این موارد خواندنی است: جز آزمندی و سود پرستی هیچ چیز در خاطر آنها نمی گنجد . هرگز از آنچه مادی و محسوس است فراتر نمی‌روند و جز به آنچه شهوت پست انسان را راضی میکند نمی اندیشیدند.از افکار اخلاقی آنچه بدان می نازیدند مروت بود و آن نیز جز خودبینی و کینه جویی نبود.شجاعت و آزادگی که در داستانها به آنها نسبت داده اند همان در غارتگری و انتقام جویی به کار می رفت.تنها زن و شراب و جنگ بود که در زندگی بدان دل می بستند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اما چگونه است که این مردمان نیمه وحشی توانستند تمدنی چنین با عظمت را نابود کنند؟ دکتر زرین کوب در این مورد اشاره ای جالب دارد:او این بدبختی را نتیجه سایه افکندن اهریمن نفاق شقاق در ایران می داند و این دقیقترین تعبیری است که می توان ارایه کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ما در اینجا به نبردهای آغازین بین سپاه ایران و تازیان نمی پردازیم و بیشتر تمرکز ما بر ورود سیل گونه تازیان به داخل ایران و جنایتهایی است که در حق کودکان و زنان این مرز و&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;بوم روا داشته اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بعد از شکست سپاه ایران و عقب نشینی یزدگرد به داخل ایران و نواحی شرقی، تازیها بی پرواتر شهرهای ثروتمند ایران را یکی پس از دیگری غارت کردند و زنان و کودکان را به بردگی بردند. وقتی تازیها وارد شهری می شدند از آبادانی و شکوه آنجا به تعجب می افتادند چنانکه گویی به بهشت وعده داده شده به آنها دست یازیده اند و برخی دیوانه وار فریاد می زدند به خدا قسم اینجا همان بهشتی است که محمد وعده آن را به ما داده. اما آنها این بهشت را به خاطر عقده حقارتی که نسبت به سایر ملل داشتند با خاک یکسان کردند. اما در این میان مردم ایران هربار که فرصتی به دست می آوردند بر ضد تازیان شورشهایی به راه می انداختند اما چون این حرکتها منسجم نبود و سپاهی هم نمانده بود تا از این حرکتها پشتیبانی کند به فجیع ترین وضع سرکوب می شدند. برای نمونه وقتی مردم استخر بر ضد حاکم عرب استخر شورش کردند و تازیان را از شهر بیرون انداختند عبداله ابن عامر سوگند خورد که : &quot;چندان بکشد از مردم استخر که خون براند...به استخر آمد و خون همه مباح گردانید و چندانکه می کشتند خون نمی رفت تا آب گرم بر خون می ریختند. پس برفت.و عدد کشتگان که نام بردار بودند چهل هزار کشته بود برون از مجهولان&quot; (فارسنامه ابن بلخی ص 116). در سال سی ام هجری مردم خراسان بر ضد تازیان قیام کردند. عثمان خلیفه تازیان ، عبداله ابن عامر و سعیدابن عاص&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;را فرمان داد که آنان را سرکوب نماید.(مجمل التواریخ و القصص ص283). جالب اینجاست که بسیاری از این تازیان که مسوول سرکوبی مردم بودند از راهزنان و غارتگران عرب بودند که در مرزهای ایران آبادیها و روستاها را غارت می کردند مانند مثنی ابن حارثه و سویدابن قطبه....... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بله این تنها گوشه ای از جنایتهای اعراب در حق مردم ایران است . در یادداشت آینده هم به این موضوع پرداخته خواهد شد و آثار معنوی و روحی روانی این جنایتها را بیشتر بررسی خواهیم کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;با پیشنهادهای خود این یادداشت را پر بار کنید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://hostedpictures.com/images/aryana2500/koorosh_1.jpg&quot; target=_blank&gt;هدیه امروز&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jan 2006 20:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aryana2500&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>aryana2500</dc:creator>
<guid>http://aryana2500.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرگذشت درفش ايران2</title>
<link>http://aryana2500.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ffcc00; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;بنام ايزد پاك&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;ادامه ي يادداشت تاريخچه درفش ايران:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;در زمان هخامنشيان براي درفش ملي ايران نشاني با الهام از شاهين در حال پرواز و احتمالا با بهره گيري از نمادي مهري, ساختند كه بسياري از مفاهيم بنيادي آيين زردشت را در خود داشت. ايرانيان بر اين باور بودندكه اين نشان – يعني پيروي از مفاهيم آن- موجب پايداري و استواري درفش كاويان, پايندگي و جاودانگي ايران زمين, آزادگي و سرافرازي ايرانيان,آباداني و پيشرفت سرزمينهاي زير پرچم ايران,خواهد بود.بر همين باور نام اين نشانه را &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt;&quot;فروهر&quot;&lt;/SPAN&gt; نهادند. هر يك از اندامهاي اين نگاره بيانگر معنايي است كه ريشه در انديشه ايرانيان زردشتي دارد. در زير به گزارش آن مي پردازيم:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;انسان در روند تدريجي و مستمر بالندگي خود به سوي رسايي و جاودانگي بايد با بهره گيري از تجربه ي راهنمايان پارسا و خردمند از حلقه ي آز و نياز و رشك و خشم و كين در گذرد و با بالهاي آزادگي ,راستي و پاكي, به اوج روشن بيني و رسايي پرواز كند. انسان در اين جهان چنان آفريده شده است كه مي تواند به اختيار بينديشد و بر پايه اين اختيار است كه انديشه اش گاه به بدي مي گرايد و گرايش به بدي او را در بند تاريك بيني ها و كژيها و كاستي ها گرفتار مي كند.زندگي در اين جهان ميدان مبارزه دو نيروي همزاد و متضاد در انديشه انسان است كه در اوستا, &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt;(سپنتا مينو )&lt;/SPAN&gt; (= منش نيك ) و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt;( انگره مينو )&lt;/SPAN&gt;(= منش پليد ) ناميده شده است. وظيفه انسان در زندگي آن است كه با فرو نهادن و رها كردن انديشه و گفتار و كردار بد بر نيروي انديشه و گفتار و كردار نيك بيفزايد تا جهان از پاكي , نيكي , راستي و رسايي سرشار گردد و بهشت آرماني زردشت به دست انسان و براي انسان به وجود آيد.اين است پيمان مقدسي كه انسان با آفريدگار خود بسته است. تنها پايبندي استوار به اين پيمان و عمل كردن درست به آن است كه پرواز گوهر تابناك وجود انسان را به فروغ بيكران راستي و رسايي ميسر مي سازد. نگاره‌ي فروهر, ياداور هماره‌ي اين پيمان مقدس بين آفريده انديشمند و آفريدگار خردمند است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 248px; HEIGHT: 116px&quot; alt=فروهر hspace=0 src=&quot;http://hostedpictures.com/images/aryana2500/ahura001.jpg&quot; align=absMiddle border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN-RIGHT: 36pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;1-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;سيماي پير و نوراني نگاره ياداور آنست كه براي پرواز به سوي رسايي و جاودانگي, بهره گيري از راهنمايي استادان پارسا و پيران خردمند, ضرورت دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 19.3pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;2- دست راست او به جلو و بالا كشيده شده است و اين نشانه آنس كه آرمان و هدف انسان بايد پويش و پرواز به جلو و بالا باشد. &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt;( پيش روي و فراروي )&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;3- حلقه اي كه در دست چپ او قرار دارد نشانه ي پيماني است كه انسان در بدو خلقت خود با هستي بخش بزرگ دانا بسته است و آن مبارزه پيگير و خستگي ناپذير با ناراستي, براي نيرو بخشيدن به فروزه راستي, در جهان است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;4- حلقه ي دور كمر او نشانه آنست كه انسان وظيفه دارد از بند وابستگي هاي دروغين در اين جهان در گذرد تا شايستگي و توانايي پرواز به سرچشمه خورشيد حقيقت را بيابد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;5- دو رشته آويخته به چنبر مياني بدنش بيانگر اين حقيقت است كه زندگي انسان در اين جهان آوردگاه رويارويي دو مينوي متضاد نيكي و بدي است, و انسان نيز در اين ميدان زندگي ناگزير به مبارزه است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;6- اندام زيرين نگاره فروهر – كه سه بخش دارد – نشانه آنست كه انسان در ميدان مبارزه نيكي و بدي بايد انديشه و گفتار و كردار بد را رها سازد تا زمينه رشد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و بالندگي نيكيها در انديشه او فراهم گردد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;7- دو بال گشاده نگاره كه هركدام به سه بخش تقسيم شده است, بيانگر اين معناست كه انسان پس از فروهشتن انديشه و گفتارو كردار زشت بايد با بالهاي گشاده و نيرومند انديشه , گفتار و كردار نيك به سوي سرافرازي و رسايي پرواز كند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;برگرفته از بينش زردشت – خداداد خنجري&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;دوستان گرامي همانطور كه در يادداشت پيشين هم گفته شد اين تمامي سرگذشت درفش ايران نيست و اين فقط ياداوري بود تا در اين مورد پژوهش بيشتري انجام گيرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;يك توضيح ديگر در مورد كادر كشويي زرتشت نامه: اين كادر از چند بخش تشكيل شده:بخش نخست مربوط است به فرازهايي از انديشه اشو زرتشت كه به هنگام به روز شدن تارنما اين بخش هم به روز مي شود. بخش دوم مربوط است به دوستان اين تارنما كه مي توانند تارنماي خود را در اين بخش تبليغ كنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 18pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&lt;A target=_blank href=&quot;http://hostedpictures.com/images/aryana2500/tajgozari.jpg&quot;&gt;هديه امروز&lt;/A&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Dec 2005 16:53:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aryana2500&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>aryana2500</dc:creator>
<guid>http://aryana2500.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>منشور حقوق بشر كوروش كبير</title>
<link>http://aryana2500.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بنام ایزد پاک&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;روز نوزدهم آذر كه برابر با دهم دسامبر است را روز جهاني حقوق بشر نامگذاري كرده اند. منشور حقوق بشر در دهم دسامبر 1948 به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل قرار گرفت و دولت ايران يكي از نخستين امضاكنندگان اين اعلاميه بود&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;اما به خوبي مي دانيم كه نخستين اعلاميه جهاني حقوق بشر , اعلاميه حقوق بشر كوروش كبير مي باشد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;كه بيش از 2500 سال از عمر آن مي گذرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اين استوانه در پي كاوشهاي باستانشناسي در شهر &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اور&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; به دست &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;هرمزد رسام&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;از اعضاي باستانشناسي انگليسي كشف شد و هم اكنون زينت بخش موزه بريتيش ميوزيوم انگلستان است و يك نسخه كپي از آن هم در ساختمان سازمان ملل نصب شده&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 391px; HEIGHT: 132px&quot; height=132 alt=&quot;منشور حقوق بشر كوروش بزرگ&quot; hspace=0 src=&quot;http://hostedpictures.com/images/aryana2500/katibe0.jpg&quot; width=391 align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به اين بهانه بخشی از متن منشور كورش كبير كه به عقيده آگاهان اولين منشور حقوق بشر در جهان به شمار می آيد از نظرتان می گذرد: &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;(( منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهارگوشه جهان. پسر كمبوجيه، شاه بزرگ ... نوه كورش، شاه بزرگ ... نبيره چيش پيش ، شاه بزرگ . . . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياری نشستم، مردوك خدای بزرگ، دلهای پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;برده داری را بر انداختم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; ، به بدبختی های آنان پايان بخشيدم. وضع داخلی بابل و جايگاههای مقدسش قلب مرا تكان داد... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;من فرمان دادم كه هيچكس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند. &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt;فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نيازارند.&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مردوك خدای بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهربانيش را ارزانی داشت . ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستوديم. . . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;من همه شهرهايی را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاه هايی را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;همه مردمانی را كه پراكنده و آواره شده بودند، به جايگاههای خود برگرداندم و خانه های ويران آنان را آباد كردم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوك خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نيايشگاههای خودشان بازگرداندم، باشد كه دلها شاد گردد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بشود كه خدايانی كه آنان را به جايگاههای مقدس نخستينشان بازگرداندم، هر روز در پيشگاه خدای بزرگ برايم زندگانی بلند خواستار باشند... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا كردم. )) &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff9900; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;یادآوری این نکته ضروری است که بسیاری از موارد اعلامیه جهانی حقوق بشر از قبیل برابری زن و مرد، آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی کار، آزادی مسافرت، آزادی در انتخاب همسر و خیلی از آزادیهای دیگر که در&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;منشور حقوق بشر آمده ریشه در گاتهای زرتشت دارند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff9900; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;A target=_blank href=&quot;http://hostedpictures.com/images/aryana2500/ta.jpg&quot;&gt;اين&amp;nbsp;هديه&amp;nbsp;&amp;nbsp;را از من پذيرا باشيد&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Dec 2005 07:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aryana2500&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>aryana2500</dc:creator>
<guid>http://aryana2500.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرگذشت درفش ایران</title>
<link>http://aryana2500.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بنام ایزد پاک&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نخستين اشاره در تاريخ اساتير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فريدون را بر تخت شاهی نشانيد &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فريدون نيز پس از آن فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدين سان &quot; درفش کاویان &quot; پديد آمد. نخستين رنگهای پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ویژه بر روي آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران، بویژه در زمان ساسانيان و هخامنشیان پرچم ملی و نظامی ايران را درفش کاویان مي گفتند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;محمدبن جرير طبري در کتاب تاريخ خود به نام الامم و الملوک مينويسد: درفش کاويان از پوست پلنگ درست شده، به درازاي دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بين نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;60&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;سانتي متر به حساب آوريم، تقريباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول ميشود. ابولحسن مسعودي در مروج ذهب نيز به همين موضوع اشاره ميکند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به روايت اکثر کتب تاريخي، درفش کاويان زمان ساسانيان از پوست شير يا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوري بر روي آن باشد. هر پادشاهي که به قدرت مي رسيد تعدادي جواهر بر آن مي افزود. به هنگام حمله اعراب به ايران، در جنگي که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاويان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور &quot; بهارستان &quot; نزد عمربن خطاب خليفه مسلمانان، بردند وي از بسياري گوهرها، دُرها و جواهراتي که به درفش آويخته شده بود دچار شگفتي شد و به نوشته فضل الله حسيني قزويني در کتاب المعجم: &quot; امير المومنين سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانيدند &quot; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;با فتح ايران به دست اعراب - مسلمان، ايرانيان تا دويست سال هيچ درفش يا پرچمي نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملي ايران زمين، يعني ابومسلم خراساني و بابک خرم دين داراي پرچم بودند. ابومسلم پرچمي يکسره سياه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همين روي بود که طرفداران اين دو را سياه جامگان و سرخ جامگان مي خواندند. از آنجائي که علماي اسلام تصويرپردازي و نگارگري را حرام ميدانستند تا سالهاي مديد هيچ نقش و نگاری از جانداران بر روي درفش ها تصور نمي شد &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نخستين تصوير بر روي پرچم ايران &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در سال&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;355&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;خورشیدی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;976&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;میلادی که غزنويان، با شکست دادن سامانيان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی براي نخستين بار دستور داد نقش يک ماه را بر روي پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود زردوزی کنند. سپس در سال&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;410&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;خورشیدی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;( 1031&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;میلادی ) سلطان مسعود غزنوی به انگيزه دلبستگی به شکار شير دستور داد نقش و نگار يک شير جایگزین ماه شود و از آن پس هیچگاه تصوير شير از روي پرچم ملي ايران برداشته نشد تا انقلاب ايران در سال&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;1979&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;میلادی &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شير &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سکه هايي زده شد که بر روي آن نقش خورشيد بر پشت شیر آمده بود، رسمی که به سرعت در مورد پرچم ها نيز رعایت گرديد. در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يکی اینکه چون شير گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است، به اين ترتيب همبستگی ميان خانه شير ( برج اسد ) با میانه تابستان نشان داده مي شود. نظريه ديگر بر تاثیر آيين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حکايت از آن دارد که به دليل تقدس خورشيد در اين آئين، ايرانيان کهن ترجيح دادند خورشيد بر روي سکه ها و پرچم بر پشت شير قرار گيرد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پرچم در دوران صفويان &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در ميان شاهان سلسله صفويان که حدود&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;230&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;سال بر ايران حاکم بودند تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر روي پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زاده ماه فروردين ( برج حمل ) بود دستور داد به جای شير و خورشيد تصوير گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روي پرچمها و هم بر سکه ها ترسيم کنند. پرچم ايران در بقیه دوران حاکميت صفويان سبز رنگ بود و شير و خورشيد را بر روي آن زردوزی مي کردند. البته موقعيت و طرز قرارگرفتن شير در همه اين پرچمها يکسان نبوده، شير گه نشسته بوده، گاه نيمرخ و گاه رو به سوی بيننده. در بعضی موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن. به استناد سیاحت نامه ژان شاردن جهانگرد فرانسوی استفاده از بیرق هاي نوک تيز و باريک که بر روي آن آيه اي از قرآن و تصوير شمشير دوسر علی يا شير خورشيد بوده، در دوران صفويان رسم بوده است. به نظر مي آيد که پرچم ايران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پرچم در عهد نادرشاه افشار &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نادر که مردي خود ساخته بود توانست با کوششی عظيم ايران را از حکومت ملوک الطوايفی رها ساخته، بار ديگر يکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوی جنوب تا دهلی، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چين پيش روي کرد. در همين دوره بود که تغييراتی در خور در پرچم ملي و نظامی ايران بوجود آمد. درفش شاهی يا بيرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابريشم سرخ و زرد ساخته مي شد و بر روي آن تصوير شير و خورشيد هم وجود داشت اما درفش ملي ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ با شیری در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نيمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد نوشته بود: &quot; المک الله &quot; سپاهيان نادر در تصویری که از جنگ وي با محمد گورکانی، پادشاه هند، کشيده شده، بيرقی سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند که در گوشه بالایی آن نواری سبز رنگ و در قسمت پایینی آن نواری سرخ دوخته شده است. شيری با دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن است و درون دايره خورشيد آن بازهم &quot; المک الله &quot; آمده است. بر اين اساس ميتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلی ايران است. زيرا در اين زمان بود که براي نخستين بار اين سه رنگ بر روي پرچم هاي نظامی و ملي آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;دوره قاجارها، پرچم چهار گوشه &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در دوران آقامحمدخان قاجار، سر سلسله قاجاريان، چند تغيير اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد، يکی اين که شکل آن براي نخستين بار از سه گوشه به چهارگوشه تغيير يافت و دوم اين که آقامحمدخان به دليل دشمنی که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفيد و سرخ پرچم نادری را برداشت و تنها رنگ سرخ را روي پرچم گذارد. دايره سفيد رنگ بزرگي در ميان اين پرچم بود که در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت با اين تفاوت بارز که براي نخستين بار شمشيری در دست شير قرار داده شده بود. در عهد فتحعلی شاه قاجار، ايران داراي پرچمي دوگانه شد. يکی پرچمي يکسره سرخ با شيری نشسته و خورشيد بر پشت که پرتوهای آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتي آور اين که شير پرچم زمان صلح شمشير بدست داشت در حالی که در پرچم عهد جنگ چنين نبود. در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفيد رنگ براي مقاصد ديپلماتيک و سياسی مرسوم شد. در تصويری که يک نقاش روس از ورود سفير ايران &quot; ابوالحسن خان شیرازی &quot; به دربار تزار روس کشيده، پرچمي سفيد رنگ منقوش به شير و خورشيد و شمشير، پيشاپيش سفير در حرکت است. سالها بعد، اميرکبير از اين ویژگی پرچم هاي سه گانه دوره فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ريخت. براي نخستين بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشين فتحعلی شاه ) تاجی بر بالای خورشيد قرار داده شد. در اين دوره هم دو درفش يا پرچم به کار مي رفته است که بر روي يکی شمشير دو سر علی و بر ديگري شير و خورشيد قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی و دومی درفش ملي و نظامی بود &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اميرکبير و پرچم ايران &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;میرزا تقی خان اميرکبير، بزرگمرد تاريخ ايران، دلبستگی ويژه اي به نادرشاه داشت و به همين سبب بود که پيوسته به ناصرالدين شاه توصيه مي کرد شرح زندگی نادر را بخواند. اميرکبير همان رنگ هاي پرچم نادر را پذيرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمينه پرچم سفيد، با يک نوار سبز به عرض تقریبی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;10&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;سانتي متر در گوشه بالائی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائین پرچم دوخته شود و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گيرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشيد گذاشته شود. بدين ترتيب پرچم ايران تقريباٌ به شکل و فرم پرچم امروزی ايران درآمد &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;انقلاب مشروطيت و پرچم ايران &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;با پيروزی جنبش مشروطه خواهی در ايران و گردن نهادن مظفرالدين شاه به تشکيل مجلس، نمايندگان مردم در مجلس هاي اول و دوم به کار تدوين قانون اساسی و متمم آن مي پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسي آمده بود: &quot; الوان رسمی بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است&quot;، کاملا مشخص است که نمايندگان در تصويب اين اصل شتابزده بوده اند. زيرا اشاره اي به ترتيب قرار گرفتن رنگها، افقی يا عمودی بودن آنها، و اين که شير و خورشيد بر کدام يک از رنگها قرار گيرد به ميان نيامده بود. همچنين درباره وجود يا عدم وجود شمشير يا جهت روي شير ذکری نشده بود. به نظر مي رسد بخشی از عجله نمايندگان به دليل وجود شماری روحانی در مجلس بوده که استفاده از تصوير را حرام مي دانستند. نمايندگان نوانديش در توجيه رنگهای به کار رفته در پرچم به استدلالات دينی متوسل شدند، بدين ترتيب که مي گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ اين دين است، بنابراين پيشنهاد مي شود رنگ سبز در بالای پرچم ملي ايران قرار گيرد. در مورد رنگ سفيد نيز به اين حقيقت تاريخي استناد شد که رنگ سفيد رنگ مورد علاقه زرتشتيان است، اقليت دينی که هزاران سال در ايران به صلح و صفا زندگی کرده اند و اين که سفيد نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زير رنگ سبز قرار گيرد. در مورد رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام، بويژه امام حسين و جان باختگان انقلاب مشروطيت به ضرورت پاسداشت خون شهيدان اشاره گرديد. وقتی نمايندگان روحانی با اين استدلالات مجاب شده بودند و زمينه مساعد شده بود، نوانديشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شير و خورشيد کشاندند و اين موضوع را اين گونه توجيه کردند که انقلاب مشروطيت در مرداد (سال&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;1285&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;هجری شمسی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;1906&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;میلادی) به پيروزی رسيد يعني در برج اسد(شير). از سوی ديگر چون اکثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علی هستند و اسدالله از القاب حضرت علی است، بنابراين شير هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شيعيان در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانه ماه مرداد به پيروزی رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نیرومندی و گرمای خود است پيشنهاد مي کنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار کنيم که اين شير و خورشيد هم نشانه علی باشد هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد يعني روز پيروزی مشروطه خواهان و البته وقتی شير را نشانه پیشوای امام اول بدانيم لازم است شمشير ذوالفقار را نيز بدستش بدهيم. بدين ترتيب براي اولين بار پرچم ملي ايران به طور رسمی در قانون اساسي به عنوان نماد استقلال و حاکميت ملي مطرح شد. در سال&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;1336&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;منوچهر اقبال، نخست وزير وقت به پيشنهاد هياتی از نمايندگان وزارت خانه هاي خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش نامه اي ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامه ديگري در سال&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;1337&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طی آن مقرر گرديد طول پرچم اندکی بيش از يک برابر و نيم عرضش باشد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پرچم بعد از انقلاب &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران مصوب سال&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;1358&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;(1979&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;میلادی) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفید و سرخ تشکیل مي شود و نشانه جمهوری اسلامی (تشکیل شده با حروف الله اکبر که شباهت زیادی به علامت پرچم سيک ها، يک گروه تندروی هندی دارد) در وسط آن قرار دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ff6600; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;البته این تمامی تاریخچه پرچم در ایران نیست و نکاتی دیگر را می توان به آن افزود و یا کاست . پس، از دوستان گرامی خواهشمندم تا با نظر های خود این یادداشت را پر بار تر کنند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://hostedpictures.com/images/aryana2500/0027.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;یکی از دوستان در مورد فیلم جشنهای 2500 ساله پرسیده بودند با کلیک بر روی این &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iranianmovies.com/Merchant2/merchant.mvc?Product_Code=411&amp;amp;Screen=PROD&quot;&gt;پيوند&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; می توانید این فیلمها را تهیه کنید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 13pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;A target=_blank href=&quot;http://hostedpictures.com/images/aryana2500/psargad.jpg&quot;&gt;هدیه امروز&lt;/A&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Dec 2005 09:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aryana2500&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>aryana2500</dc:creator>
<guid>http://aryana2500.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برگردان تاریخ </title>
<link>http://aryana2500.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بنام ایزد پاک&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پس از دستیابی غربیها به نسکهای اوستا و خواندن متون پهلوی در هند و اطلاع دانشمندان مسیحی و یهودی بر تمدن و فرهنگ ایران و میان رودان، چون واقعیت تمدن درخشان باستانی ایران و میان رودان به طور طبیعی می توانست مادر فرهنگ جهان شناخته شود و چون مقاصد سیاسی و نظامی و اقتصادی اروپای تازه به دوران رسیده و جامعه ی متحول صنعتی آن ،پس از حوادث و انقلاب های صنعتی و سیاسی نمی توانست گردن به این تمدن و فرهنگ دیرپای اصیل مشرق زمین بگذارد، و به دلیل آنکه برتر شمردن فرهنگ ایران و میان رودان و کشف و بررسی و تحقیق علمی و صحیح و مطابق با واقع آن نمی توانست جوابگوی مطامع استعماری و استثماری، سیاسی و اقتصادی و نظامی غرب، باشد متفکران آن جوامع به تدریج بدین اندیشه افتادند که تمدنی و فرهنگی غیر از تمدن مشرق زمین(ایران) بیابند و خود را بدان متکی سازند و آن را برتر و بالا تر از تمدنهای مشرق زمین بشناسانند و از این راه در فرودست نگهداشتن اقوام قدیم سرزمینهای مشرق زمین اهتمام ورزند. تمدن مسیحی مبتنی بر انجیل و تورات بود و تمدن انجیلی و توراتی چیزی جز مطالب غیر عملی و کهنه و خیال بافیهای مذهبی نبود و نمی توانست با کتابهای دینی چون اوستا و قوانین مذهبی زرتشتی و مانوی و کلدانی و دستورالعملهای رزمی آشوری و امثال آن مقابله کند. سیاستمداران متفکر اروپایی دریافتند و دانستند که ملل اروپای جنوبی،به هر حال پیوستگی فکری و فلسفی و مدنی با یونان و روم دارند و در زبان یونانی کتابها و روایتها ی مکتوبی مانند تواریخ یونانی به جای مانده است .کتابهای فلسفی منسوب به سقراط و افلاطون و دیگر یونانیان نیز در دست آنها بود. پس بهترین راه آن بود که خود را به دامان تمدن ناشناخته و خیال بافیهای شاعرانه ی یونانیان بیندازند و مدارک و اسناد تمدن یونانی را زنده کنند و آن تمدن و فرهنگ را مادر تمدن و فرهنگ جهان بشناسانند.به تدریج که نظرات دول استعماری از قرن هفدهم میلادی چهره ی واقعی خود را برای جهان شرق آشکار ساخت، علما و نویسندگان و محققان فرنگی اروپایی به مانند صنعت کاران و بازرگانان و نظامیان آن سرزمینها خود را وارث تمدن یونانی دانستند و تمدن والا و روشن و درخشان ایرانی را فرودست و زبون و کهنه جلوه دادند. هندوستان بزرگ تسخیر شد، آسیا و شرق آفریقا به زیر سلطه ی اروپایی رفت، بازارها و راههای تجاری و نظامی در دست اروپاییان افتاد، منابع ثروت و تجارت و تولید در دست آنها قرار گرفت، لاجرم بایست دانشگاهها و کتابها و علوم و تحقیقات نیز زیر نفوذ دانشگاهها و کتابهای آنها قرار گیرد.شرق شناسی بنیاد گرفت.یونان شناسی نیز از پیش بنیاد گرفته بود.مسیحیان و یهودیان و حتا در این اواخر مسلمانان عرب زبان و غیر ایرانی بر آن شدند که همه چیز جهان را از ریشه های تمدن یونانی به حساب آورند و به جوامع بشری بقبولانند. با سیاستی ماهرانه و تدبیری استادانه این کارها عملی شد. غرب بر فراز شرق قرار گرفت. غرب فرزند تمدن یونان بود یا دست کم این شناسنامه را برای خود جعل کرده بودو ضرورت داشت که گذشته ی یونان نیز اصیل و بی چون و چرا و پر مایه قلمداد شود. پس، یونان در جنگهای ایران و یونان دوران هخامنشی باید همواره صاحب حق جلوه کند.کتابهای مورخان لشگر اسکندر گجستک و پیش از آنها چند کتاب دیگر مانند تاریخ هرودوت یونانی هم در دست بود. پس همه ی مدارک جمع بود و دیگر جعل هر گونه خبری با استناد به تفسیرها و تعبیرات چند کتاب بی سرو ته و گزافه ی یونانیان آسان بود. تاریخ هرودوت با آب و تابی تمام&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;چاپ شد، به زبانهای گوناگون ترجمه و در دانشگاهها تدریس شد. او را پدر تاریخ لقب دادند، گزافه ها و جعلیات و لاف و دروغزنیهای او و امثال او را توجیه کردند. آثار قدیمی ممالک شرق را به نوعی زیر نفوذ فرهنگ و تمدن و معماری و هــنر و فلـسفه مدیتــرانه ای و به خصوص یونان قلمداد کردند. کتابها را از هر کجا که بود به یونان و یونانی ماب منسوب کردند.فکر و اندیشه و فلسفه و علم را خاص یونان دانستند. پس جنگهای ایران و یونان دوره ی هخامنشی نیز به همین کیفیت مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفت و لقب کبیر برای اسکندر گجستک اختراع کردند.همه چیزهای خوب را در بزم و رزم و شهر نشینی ، از آن یونان قدیم نوشتند و همه چیزهای بد از بی دانشی و نا آبادانی را به ایرانیان قدیم نسبت دادند. باید پرسید که چرا طرفداران یونان و مخالفین هرگونه تاثیر ایران بر یونان ، آن همه به شاگردان افلاطون برای اثبات امری از امور استناد می کنند ولی وقت که به گزارش همین شاگردان در مورد متاثر بودن افلاطون از جهان بینی ایرانی می رسند آن را فاقد سندیت تلقی می کنند؟! رابطه ای که ارسطو به عنوان مثال میان ثنویت افلاطون و ثنویت مغان بر قرار می کند، چرا باید بی اساس و فاقد پیوند تاریخی تلقی گردد؟ اگر کلمن اسکندری یاد آور&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;می شود که ار &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ER&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN lang=FA&gt;در محاوره سیاست افلاطون همان زرتشت است، اینک ما باید این یاد آوری را پوچ و بی ارزش تلقی کنیم و در عین حال در موارد دیگر از همین نویسنده چون سلطه ای مشروع برای اثبات این یا آن امر استفاده بکنیم؟صرفنظر از اینکه آن همه جنگ و دادوستد اسیران و دانشمندان میان ایران و یونان وجود داشت باید یادآور شد که بنا به گفته هرمیپوس، اوستا به یونانی ترجمه شده بود و این همانا کافیست که یونانیان و از جمله افلاطون از جهان بینی ایرانیان بهره ها برده باشند. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پروفسور هولدن برگ در پی بازدید خود از ایران می گوید: تمدن کهن این کشور چیزیست بسیار بزرگتر و عظیم تر از آنچه که مورخین، محققین و مستشرقین گذشته برای ما نوشته اند. آثاری که ما در این بازدید در شهرهای بزرگ ایران مثل اصفهان، شیراز و شوش دیدم اصولا مغایر با مطالبی است که مورخان و مستشرقان غربی در این زمینه نوشته اند. من با جرات اعلام می کنم که هر یک از آنها قسمتی از حقیقت را فدای اغراض شخصی و هدفهای نا معلوم کرده اند و به این دلیل لازم است یک بار دیگر تحقیقات بسیار وسیعی در شناخت تمدن این سرزمین انجام شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;این تمدنی است که در برابر آشور ، کلده و مصر و حکومتهای آتن و اسپارت ایستاده و زوال آنها را شاهد بوده است بی آنکه چیزی از محاسن و فضایل اساسی خود را از دست بدهد و بی آنکه هیچ گاه از اینکه تمدنی ایرانی باشد باز ایستد.تمدنی که جزر و مد هولناک هجوم مقدونی، عرب و وحشیگری های وصف ناپذیر مهاجمان مغول و ترک و تاتار را تحمل کرده است بی آنکه مانند بسیاری از تمدنهای دیگر بر افتد ،بلکه در پی این ترکتازیها پیروزمند بیرون آمده و هر بار این تمدن ایرانی بوده است که بر جای مانده و پیروز شده است. &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt;این اسکندر است که ایرانی می شود&lt;/SPAN&gt; همانگونه که نخستین و بزرگترین فرمانروایان عرب یعنی عباسیان و پس از ایشان جانشینان چنگیز و تیمور نیز ایرانی شدند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;تا زمانی که ماهیت واقعی نیروهایی که سبب شدند که ایران باستان، نخستین امپراتوری و یکی از سازمان‌دارترین امپراتوری‌هایجهان باشد شناخته نشود، پیوسته در اساس تاریخ معمایی وجود خواهد داشت. &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ffcc00&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;A target=_blank href=&quot;http://hostedpictures.com/images/aryana2500/zar.jpg&quot;&gt;هدیه امروز&lt;/A&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Nov 2005 09:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aryana2500&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>aryana2500</dc:creator>
<guid>http://aryana2500.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>  سهم ایرانیان در تمدن جهان</title>
<link>http://aryana2500.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بنام ایزد پاک&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;سهم ایرانیان در تمدن جهان:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اکتشافاتی که در سالهای اخیر در سراسر ایران شده عقیده‌ی سابق علما و باستان شناسان را دایر بر اینکه قسمت عمده‌ی صنایع اولیه از تمدن ملل جلگه‌ی میان رودان گرفته شده نقض کرده است و امروزه تصور قوی می رود که تمدن از فلات ایران روبه مغرب و جلگه‌ی میان رودان رفته باشد.&quot;گیریشمن&quot; یاداور شده است که سکنه‌ی بدوی میان رودان همان نژاد و منشا سکنه‌ی‌فلات ایران می باشند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&quot;ثعالبی&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; در کتاب &quot;اخبار ملوک الفرس&quot; نکاتی را یاداور می گردد که کشفیات امروز گفته‌ی او را به اثبات می رساند. وی می نویسد:«حکومت ایران قدیمیترین حکومتهای عالم و سلطنت آن مملکت بادوام ترین سلطنتهاست و جمیع اختراعات مفید که موجب متمدن شدن نوع بشر است به پادشاهان ایران منسوب است». وی شیار زمین و گله داری و رمه بانی و قلعه سازی و بنای شهرها و وضع اصول داوری و عدالت و تعیین جشنها و صید و تعلیم جانوران و اختراع آلات موسیقی مانند چنگ را به پادشاهان ایران نسبت می دهد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&quot;آرتورپوپ&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; می نویسد: فنون کشاورزی و فلز کاری و مبانی اندیشه های دینی و فلسفی و نوشتن و علم اعداد و نجوم و ریاضی از سرزمینی که امروزه خاورمیانه خوانده می شود آغاز گشت و سرچشمه ی بسیاری از این امور فرهنگی از فلات ایران بوده . کشاورزی و صنایع پیوسته به آن یعنی کوزه گری و بافندگی از فلات ایران آغاز شده است. از چند جهت اساسی تمدن در این ناحیه از تمدن مصر دست کم پنج سده و ازتمدن هند بیش از هزار سال و از تمدن چین دو هزار سال پیش افتاد.هنر هدیه همیشگی ملت ایران به تاریخ جهان بوده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&quot;آربری&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; در یک سخنرانی چنین می گوید:به نظر من مهمترین خدمت ایران خدماتی است که آن کشور برای لذت و بهره مندی از زندگی انجام داده است. ایرانیان وسایلی به بشر هدیه کرده که مرد و زن بتوانند با مسالمت با یکدیگر زیست کنند و تجارت از یک نقطه به نقطه ی دیگر جهان آزادانه جریان داشته باشد.صنعت، علم، طب ، شعر، نقاشی و موسیقی ، یعنی تمام چیزهایی که به زندگانی قدر و ارزش می دهد، هدیه ایران به جهان است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&quot;فون لوکوک&quot; در کتاب گنجینه های مدفون در ترکستان چین ایرانیان را اولین ملت متمدن آسیا می خواند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در کتاب &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ffcc00&quot;&gt;&quot;خلاصه عجایب &quot;&lt;/SPAN&gt; چنین آمده است:همه اقوام جهان ، برتری ایرانیان را اذعان داشتند خاصه در کمال دولت و تدابیر عالی جنگی و هنر رنگ آمیزی و تهیه غذا و ترکیب دارو و طرز پوشیدن جامه و مراقبت در نهادن هر چیزی به جای خود و شعر و قوت عقل و کمال پاکیزگی و درستکاری و ستایش که از پادشاهان خود می کردند، در همه ی این مسایل برتری ایرانیان بر اقوام جهان مسلم بود. تاریخ این قوم سرمشق کسانی است که پس از ایشان به نظم ممالک می پردازند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&quot;کریستی ویلسون&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; در کتاب تاریخ صنایع ایران می نویسد&quot;در طرح صنایع ایران راهنمای تمام عالم بوده است. استعداد و پیشوایی ایران در عالم صنعت مورد تصدیق علما و اشخاص اهل فن می باشد. صنعت ،اساسی ترین فعالیت قوم ایرانی و گران بهاترین خدمت آنها به تمدن جهان است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&quot;امیل گروسه&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; می نویسد: ایران حق بزرگی به گردن بشریت دارد زیرا به گواهی تاریخ، ایران با فرهنگ نیرومند و ظریفی که در طی قرون به وجود آورده وسیله ی تفاهم و توافق و هماهنگی را در میان ملل ایجاد کرده است.شعرای ایرانی جهانی را بهره مند ساخته اند. عرفای ایران همان قدر قلب یک مسیحی را به تپش در می آورند که دل یک برهمن را؛ و به همین دلیل تعلق به تمامی بشریت دارند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;همه گمان می بردند که پیل الکتریکی را نخستین بار دانشمند ایتالیایی لوییجی گالوانی در سال1786 اختراع کرد. چقدر مایه تعجب است که وقتی می بینیم اتفاقا گالوانی برای ساختن پیل ، همان فلزهایی را استفاده کرده که 1800 سال پیش از وی ایرانیان برای ساختن پیل به کار برده بودند. اشکانیان از اتصال این پیلها به یکدیگر مقدار قابل توجهی نیروی برق به دست می آوردند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اختراع &quot;خط قاطع&quot; که &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ffcc00&quot;&gt;ابوالوفا&lt;/SPAN&gt; قطر&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;ظل می خواندرا بر خلاف واقع به کوپر نیک نسبت داده اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بیشتر فرضیه های &quot;هویگنس&quot;، نیوتن و دکارت در باره ی فرضیه نور و انعکاس و انکسار آن ، از &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ffcc00&quot;&gt;ابن سینا و ابن هیثم و ابوالحسن فارسی&lt;/SPAN&gt; ست .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در سال 1585 ریاضیدان بلژیکی به نام سیمون استون کتابی منتشر کرد که در آن کسور دهدهی (اعشاری) کاملا تشریح شده بود.مورخین ریاضیات فکر می کردند این کتاب اولین شرح این کسور است ولی در سال 1948 پل لوکی که از دانشمندان آلمانی بود اعلام کرد که یکسد و شست سال پیش از استوین ، در شهر سمرقند کتابی توسط &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ffcc00&quot;&gt;&quot;غیاث الدین جمشید کاشانی&quot;&lt;/SPAN&gt;به نام مفتاح الحساب نوشته شده که در آن کتاب تعریف و کاربرد کسور دهدهی بیان گشته.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;دو جمله ای نیوتن و مثلث پاسکال بیش از چهار قرن پیش از این دو دانشمند توسط خیام کشف شده است . در یکی از همایشهای جهانی تاریخ علوم که در رم بر پا گردید، دانشمندان به این امر اشاره کردند و روزنفلد از استادان دانشگاه مسکو پیشنهادی درباره ی تغییر نام دو جمله ای نیوتن و مثلث پاسکال به نام &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ffcc00&quot;&gt;&quot;دوجمله ای خیام&quot;&lt;/SPAN&gt; و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ffcc00&quot;&gt;&quot;مثلث خیام&quot;&lt;/SPAN&gt;به همایش تقدیم داشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;با تذکراتی که &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ffcc00&quot;&gt;ابوریحان بیرونی &lt;/SPAN&gt;در آثارالباقیه می دهد معلوم می شود که بدون شک ابوریحان بیرونی نقشه ی مرکاتور را که مبنای تسطیح استوانی است اختراع کرده و چون مرکاتور چند قرن بعد از بیرونی پا به عرصه ی حیات نهاده ، لذا حق اینست که تسطیح استوانی را ما ایرانیان &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ffcc00&quot;&gt;&quot;تسطیح بیرونی &quot; &lt;/SPAN&gt;بنامیم نه تسطیح مرکاتور.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;دوستان گرامی موارد بالا تنها گوشه ای بود از تاریخ پرشکوه ایرن که شوربختانه بیشتر آنها را به فراموشی سپرده ایم و غربیها در زمان نا آگاهی ما تمامی این علوم را ناروا به خود بسته اند .موارد اشاره شده گوشه ای از پیشرفت علم را در ایران زمین نشان می دهد که که اگر آن کتاب سوزیهای تازیان وحشی نبود اکنون موارد بیشتری از پیشتازی ایرانیان در علوم و فنون را شاهد بودیم. بازگویی مطالب بالا همچنین جوابی است سخت به کسانیکه در روز روشن و&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;زیر آفتاب ایستاده اند و قطره قطره در حال آب شدن هستند اما ادعا می کنند که اینجا شب است. مشت محکمی است بر دهان یاوه گویانی که تاریخ ایران بزرگ را یکسره رد میکنند، خاندان هخامنشی را اسلاوهای اجیر شده ی یهودیها می دانند، تخت جمشید را بنایی نیمه کاره می پندارند که پادشاهان هخامنشی از پس اتمام آن بر نیامده اند، مدعی هستند که قوم پارس فقط از 150 سال اخیر برای ما شناخته شده هستند و باید هموطنی خویش را اثبات کنند!!!!!!، سلسله ی اشکانیان را &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt&quot;&gt;گریختگان یونانی پس از فرو ریزی آتن &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;می دانند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt&quot;&gt; که در ایران با تشکیل یک حکومت در تبعید، فرهنگ و سنن و دین و باور یونانی را تا زمان آزادی مجدد سرزمین آتن ادامه داده اند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; و خنده دار اینکه زبان پارسی را ساخته یهودیان در فاصله ی سالهای سده اول تا سده سوم هجری می دانند. ای! بی سوادی، که خود را استاد تحول خواه می دانی اگر تو در فهم و معنا کردن واژه هایی نظیر :بیژن و منیژه ،زرتشت، رستم، گیو، فریدون و جمشید ... ناتوانی گناه بقیه چیست. شمایی که پاسارگاد را یک مجتمع قلابی میدانی که تا پیش از سال 1960 میلادی یعنی تقریبا 46 سال پیش بر روی کره ی زمین نبوده و آنرا ساخته ی باستان شناسان می دانی واقعا خودت را به نفهمی زده ای یا اینکه اطرافیان خود را اینقدر ساده انگاشته ای که به اراجیف جنابعالی ارزشی بنهند. استاد اعظم، اگر شما این ادعای خود را در مورد پاسارگاد را با یک بچه ی ده ساله در میان بگذاری و آن بچه شما را لجن مال نکرد بنده به تمامی ادعا های بی سر و ته شما ایمان می آورم.&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&lt;A target=_blank href=&quot;http://hostedpictures.com/images/aryana2500/untitled1.jpg&quot;&gt;پیشکش امروز:&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Nov 2005 13:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aryana2500&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>aryana2500</dc:creator>
<guid>http://aryana2500.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جشن آبانگان</title>
<link>http://aryana2500.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بنام ايزد پاك&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;جشن آبانگان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;روز دهم آبان زرتشتی برابر با ۴ آبان خورشيدی که آبان روز نام دارد و بنام آب و فرشته آب است جشن آبانگان می باشد .آب که آبان جمع آنست در اوستا و پهلوی آپ و در سانسکريت&amp;nbsp; آپه می باشد اين عنصر مانند عناصر ديگر آتش و هوا و خاک در آيين ايران قديم مقدس است و آلودن آن گناه می باشد و برای هر يک از آنها فرشته مخصوصی تعيين شده . و ايرانيان اين عناصر چهارگانه را&amp;nbsp; که اساس اوليه حيات است می ستودند(نيايش نمی کردند ستايش ميکردند) و امروز نيز زرتشتيان آنها را پاک می دانند و مانند سابق و بنام فرشته هر يک آنها را می ستايند &lt;SPAN style=&quot;COLOR: yellow&quot;&gt;((بسرچشمه آب درود می فرستيم به کوههايی که از بالای آن آب جاريست درود می فرستيم بدرياچه ها و استخرها درود می فرستيم))&lt;/SPAN&gt;.به احترام فرشته آب آبها را پاک نگه می داشتند .نگهبانی آب با فرشته مقدس خرداد است علاوه بر او دو فرشته مقدس ديگر يکی به نام اپام نپات و ديگری آناهيتا&amp;nbsp; نگهبان آب می باشند . يکی از قصائد دلکش&amp;nbsp; اوستا آبان يشت نام دارد که از جلال و عظمت آناهيتا يا همان ناهيد گفتگو می کند. در خرده اوستا نيايش چهارم موسوم است به آبان نيايش&amp;nbsp; يا آبزور . اين نيايش را که از آبان يشت&amp;nbsp; استخراج شده موقعی که در کنار جويبار و آبشار و سرچشمه آب&amp;nbsp; باشند می سرايند&amp;nbsp; همچنين در جشن آبانگان نيز خوانده می شود و چون فرشته آب ناهيد مونث است او را بانو هم می گويند.در جشن آبانگان پارسيان خصوصا زنان در کنار دريا&amp;nbsp; يا کنار رود&amp;nbsp; فرشته آب را نيايش می کنند .ايرانيان&amp;nbsp; به خاطر تقدسی که برای آب قائل بودند هيچوقت آنرا آلوده نمی کردند و آبی را که يکی از اوصاف سه گانه اش رنگ و بو و مزه&amp;nbsp; تغيير می يافت برای آشاميدن شستشو و غيره&amp;nbsp; بکار نمی بردند . هردوت می گويد &lt;SPAN style=&quot;COLOR: yellow&quot;&gt;((ايرانيان در ميان آب ادرار نمی کنند آب دهان نمی اندازند و در آن دست نمی شويند))&lt;/SPAN&gt; استرابون جغرافی نويس يونانی گويد&lt;SPAN style=&quot;COLOR: yellow&quot;&gt; ((ايرانيان در آب جاری خود را شستشو نمی دهند در آن لاشه و مردار نمی اندازند و عموما آنچه ناپاک است در ميان آن نمی ريزند))&lt;/SPAN&gt;.&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff99cc&quot;&gt;(مقايسه کنيد با جويهای امروز تهران و وضع&amp;nbsp;کنونی دريای مازندران&amp;nbsp;و....صد افسوس)&lt;/SPAN&gt;خلاصه اينکه جشن آبانگان بنام آب و فرشته آب است ايرانيان در اين روز کنار&amp;nbsp; چشمه و آب می رفتند و آب نيايش و سرودهای&amp;nbsp; دينی را می خواندند و شادی می کردند و برای اين نعمت بزرگ اهورايی که برای آشاميدن&amp;nbsp; و نظافت و رشد و نمو نباتات و رفع ساير&amp;nbsp;نيازها می باشد سپاس خدا را بجا می آوردند.ابوريحان در صفحه ۲۵۴&amp;nbsp;ترجمه آثار الباقيه می نويسد :آبان ماه روز دهم آن آبان است و آن عيدی است که&amp;nbsp;بواسطه توافق دو اسم آبانگان گويند در اين روز زو پسر تهماسب (از سلسله پيشداديان )بپادشاهی رسيد و مردم را به کندن نهرها و تعمير آنها امر کرد و در اين روز بکشورهای هفت گانه خبر رسيد که فريدون&amp;nbsp;ضحاک را&amp;nbsp; اسير کرده و خود به پادشاهی رسيده و بمردم دستور داده است دوباره خانه و زندگی خود را&amp;nbsp; مالک شوند و خود را صاحب خانه بنامند و خودش نيز بخانه و خانواده خود فرمانروا شد پس از آنکه همه ايرانی ها در عهد ضحاک بی خانه و زندگی بودند.&amp;nbsp;جشن آبانگان بر تمامی ايرانيان فرخنده باد &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A target=_blank href=&quot;http://hostedpictures.com/images/aryana2500/iran2500.jpg&quot;&gt;پيشكش من به شما&lt;/A&gt;&lt;A target=_blank href=&quot;http://hostedpictures.com/images/aryana2500/iran2500.jpg&quot;&gt;&lt;FONT color=#ffff66 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Oct 2005 09:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aryana2500&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>aryana2500</dc:creator>
<guid>http://aryana2500.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کارنامه ی ننگین ناصر پورپیرار</title>
<link>http://aryana2500.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: yellow&quot;&gt;بنام ايزد پاك&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #ff6600&quot;&gt;کارنامه‌ی&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #ff6600&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #ff6600&quot;&gt;ننگين ناصر پورپيرار&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT size=4&gt;یکی از دوستان خوبم در صفحه ی پیامها از ناصر پورپیرار یاد کرده بودند که شایسته دیدم یادداشت زیر را برای شما بگذارم تا با اندیشه های این ابر مرد تاریخ آشنا شوید.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;گستاخي و بي‌شرمي «ناصر پوپيرار» كه وجودش ننگي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ابدي براي ايرانيان است و شعور و قلم‌اش را يك جا به دشمنان اين مرز پرگهر باخته و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;فروخته است، هر ايراني آگاه و آزاده‌اي را متأثر، و وادار به اعتراض و واكنش&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;مي‌كند. «ناصر پورپيرار» كسي است كه با انتشار زنجيره‌اي كتاب‌ها و يادداشت‌هايي،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بدعت چركين اهانت و جسارت به تاريخ و هويت و مفاخر ايران بزرگ را بر جاي نهاد و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;خوراكي مناسب را براي نشخوار محافل نژاد‌پرست و وطن‌فروشي چون «پان‌تركيست‌ها» و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; «&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;پان‌عربيست‌ها» فراهم ساخت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;1)پورپيرار كيست؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;mso-special-character: line-break&quot;&gt;&lt;BR style=&quot;mso-special-character: line-break&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;به گفته‌ي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;A href=&quot;http://letus.blogspot.com/2003_02_09_letus_archive.html#89139375&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;هومن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;پورپيرار يك توده‌اي دو آتشه بود كه پيش و پس از انقلاب، نشريات و كتب حزب توده را&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;منتشر مي‌كرد و به دستور و سفارش سفارت‌خانه‌هاي كشورهاي كمونيستي، و به مزد ايشان،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;كتاب‌هايي را در مدح و ستايش كمونيسم به چاپ مي‌رساند. به گفته‌ی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;A href=&quot;http://www.nourizadeh.com/site/&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;علي‌رضا نوري‌زاده&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt; «&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;پورپيرار در&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;سال‌هاي پس از انقلاب سمت بازجو را داشته است. گفته مي‌شود كه همراه با ح. ش. از&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;تهيه كنندگان و نويسندگان برنامه‌ي معروف تلويزيوني «هويت» بوده است. ناصر پورپيرار&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;در حال حاضر مديرعامل انتشارت «كارنگ» در تهران است. تا آن جا كه مي‌دانم، نخستين&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ورود ننگين پورپيرار به حوزه‌ي تاريخ ايران، به واسطه‌ي كتاب «از زبان داريوش»(نوشته‌ي هايدماري كخ، ترجمه‌ي دكتر پرويز رجبي، انتشارات كارنگ، 1376) بوده است كه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;در آن خود را به عنوان ويراستار معرفي كرده و در واقع خواسته است هر طور شده نام&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;خود را بر روي جلد اين كتاب نفيس ببرد چرا كه معلوم نيست او چه چيزي را در اين كتاب&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ويرايش كرده در حالي كه ترجمه‌هاي دكتر رجبي بسيار قوي و درخشان است. پورپيرار كه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;همواره شيفته‌ي مقدمه نويسي بر كتاب‌ها به منظور ابراز وجود است، در مقدمه‌اي دو&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;صفحه‌اي كه بر اين كتاب نوشته، عصر هخامنشي را «مبشر راستي و برابري و آزادي و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;عدالت» معرفي كرده و آن را باعث غرور ايرانيان دانسته و حتا نوشته است «هنوز&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ايرانيان به جهان با همان ويژگي‌هاي ديرين و نخستين خود، يعني پندار و كردار و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;گفتار نيك شناخته مي‌شوند …» جالب است كه تا اين زمان، پورپيرار موضعي مثبت در قبال&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;هخامنشيان و ايران باستان داشته است، اما چندي بعد، آن ويراستار علاف سابق به ناگاه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;تحول شخصيت يافته، يك شبه تبديل به نويسنده‌اي انقلابي و پرآوازه و «مورخي دانشمند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; !!!» &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;مي‌شود و به خصم خبيث و دشمن درجه يك هخامنشيان و ايران باستان (به طور كلي)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;مبدل مي‌گردد. او با انتشار مجموعه كتاب‌هايي چون «دوازده قرن سكوت» و «پلي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;برگذشته» (از طريق انتشارات خودش) كل تاريخ ايران باستان و حتا دوران پس از اسلام&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;را به لجن مي‌كشد و بسياري از مورخان و دانشمندان ايراني و اروپايي را به باد دشنام&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;و اهانت مي‌گيرد و مدام در مدح و ستايش تمدن و فرهنگ عالي اعراب (!!!) سخن پردازي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;مي‌كند؛ و شگفتا كه محافل علمي و فرهنگي كشور سكوتي معنادار در برابر گستاخي و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بي‌شرمي اين اعجوبه‌ي خود فروخته روا داشته‌اند. اما امروزه، با توجه به سوابق و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;عملكرد پورپيرار، كسي شك ندارد كه او به مزد و سفارش سفارت‌خانه‌هاي كشورهاي عرب و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;به تأييد مقامات جناح عرب (!) به توليدفله‌اي چنان ياوه‌‌هاي خردسوزي روي آورده&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;است.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=4&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=4&gt;2)پورپيرار چه مي گويد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;گزافه‌گويي‌ها و خيال‌بافي‌هاي پورپيرار در&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;مجموعه نوشته‌هايش، بر سه محور استوار است: 1. تحسين و تقديس اعراب 2. وحشي و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;پليد توصيف كردن تاريخ و تمدن ايران باستان (اعم از دين زرتشت، و دودمان‌هاي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;هخامنشي تا ساساني) 3. بدنام كردن مفاخر ملي و دانشمندان شهير ايراني؛ از فردوسي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بزرگ تا روان‌شاد زرين‌كوب.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اما تلاش اصلي و عمده‌ي پورپيرار «نشان دادن توطئه‌ي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;يهود در جهت جعل و تحريف تاريخ ايران و نابودسازي اعراب» است!! او مي‌گويد تمام&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;حوادث و روي‌دادهاي مربوط به تاريخ ايران باستان به دست يهوديان شكل گرفته و هر آن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;چه از تاريخ و تمدن ايران پيش از اسلام بر جاي مانده است، همگي حاصل كوشش و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;چاره‌جويي يهوديان بوده است!! پورپيرار عقيده‌ي رايج و مورد اجماع مورخان را مبني&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بر اين كه «اقوام آريايي در هزاره‌ي نخست پيش از ميلاد از سرزمين‌هاي آسياي ميانه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;به نجد ايران راه يافتند و يكي از اين اقوام آريايي به نام «پارس» در سده‌ي ششم پيش&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;از ميلاد تمدن و امپراتوري بزرگ و جهان‌گير هخامنشي را بنيان نهادند» نمي‌پذيرد و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;مي‌گويد: «هخامنشيان كه در واقع قومي اسلاو (!!) بودند و در دشت‌هاي جنوب روسيه و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اطراف درياي سياه مي‌زيستند، از جانب يهوديان تبعيدي در بابل اجير شدند تا آنان را&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;از اسارت در بابل برهانند. اين اسلاوها به رهبري جنگجوي خون‌خواري به نام «كورش» از&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;زيستگاه خود در اطراف درياي سياه يك‌سره به سوي بابل تاختند و پس از شكست دادن بابل&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;و آزادي قوم يهود، به اذن و فرمان يهوديان شروع به قتل و غارت و جنايت و ويران‌گري&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;در سراسر خاورميانه نمودند و تمام اين پهنه را براي يكه‌تازي قوم يهود، از&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آثارتمدن‌هاي سابق محو و زدوده ساختند» (!!). پورپيرار تصويري كه مورخان و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;باستان‌شناسان از عظمت و شكوه تمدن هخامنشي (و به طور كلي ايران باستان) ارائه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;مي‌كنند نمي‌پذيرد و با ناديده گرفتن انبوه آثار مربوط به تمدن هخامنشي كه از آسياي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ميانه تا مصر گسترده است، اين همه را حاصل جعل و فريب يهود مي‌داند و مي‌گويد كه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;هخامنشيان جز قتل و ويراني هيچ دست‌آورد ديگري نداشته‌اند و اساساً دچار ضعف و فقر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;فرهنگي و عقلي بوده‌اند (!!). اما جالب اين است كه يگانه سند مورد تمسك پورپيرار&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;براي توليد اين همه توهمات باطل و تمسخرانگيز مبني بر اين كه «كورش و مردمان‌اش&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اسلاو‌هايي بوده‌اند كه از جانب يهود براي آزادي خود و نابودي بابل اجير و خريداري&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;شده و پيش از آن هيچ اثر و حضوري در تاريخ و تمدن بشري و نجد ايران نداشته‌اند»،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اشاره‌اي‌ست در تورات و در كتاب ارمياي نبي (!!!). پورپيرار در حالي كه پيوسته&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;يهوديان را به فريبكاري و دروغ‌بافي محكوم مي‌كند، به ناگاه اشاره‌اي نامربوط در&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;تورات براي‌اش ارزش و اعتبار و سنديتي عظيم و سترگ مي‌يابد. اما در كتاب ارميا فقط&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;گفته مي‌شود كه «قومي [كه از آن نامي هم نمي‌رود] از سوي شمال به بابل هجوم خواهد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آورد» (!!). حال نمي‌دانم چگونه پورپيرار از اين عبارت نامربوط نتيجه گرفته است كه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; «&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;هخامنشيان اسلاو تبار! به عنوان بازوي نظامي يهود، با پول و امكانات بني اسراييل،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;از ميانه‌ي استپ‌هاي روسيه و از پيرامون درياي سياه به منطقه فراخوانده شدند تا به&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ويران كردن دست‌آوردهاي پنج هزار ساله‌ و به انقياد درآوردن مردم پيشرو و ممتاز شرق&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ميانه، زمينه‌ي برتري، امنيت و سلطه‌ي يهوديان مأيوس و اسير را بر حوزه‌ي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;جغرافيايي اورشليم فراهم آورند و سپس به لطف همين يهوديان، نام و جايي در تاريخ&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;يافتند» (!!). حال اگر ما آن اشاره‌ي ارميا را زياد جدي بگيريم و آن را از مقوله‌ي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اسطوره‌هاي ديني نپنداريم، تنها معنايي كه مي‌توانيم از آن به دست آوريم اين است كه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;لشكر كورش از سمت شمال به شهر بابل وارد شده بود. همين! جالب اين كه در بخشي ديگر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;از تورات، (كتاب اشعياي دوم) كورش «عقاب شرق» خوانده شده، گفته مي‌شود كه وي براي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;برپايي عدالت از «شرق» برانگيخته شده است. از سوي ديگر، پورپيرار كم‌بود اسناد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;مربوط به اوايل دوران هخامنشي (كه ناشي از ديرينگي اين قوم و نهب و غارتي است كه در&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;طول ساليان از سوي بيگانگان مهاجم بر اين كشور وارد شده است) و نيز وجود برخي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;تحريفات تاريخي (مانند برساختن داستان گئومات و دودمان تراشي از سوي داريوش كبير كه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;به جهت مشروعيت بخشيدن به سلطنت خويش انجام داده بود) را اسناد و دلايلي حاكي از&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;جعلي و قلابي بودن دودمان و تاريخ و تمدن هخامنشي دانسته است، اما وجود انبوه اسناد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;تاريخي و شمار فراوان آثار باستاني كه در سراسر پهنه‌ي آن امپراتوري بزرگ در طول&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ده‌ها سال گذشته به دست آمده، به خوبي پرده از عظمت و شكوه و حقانيت تمدن هخامنشي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;برمي‌دارد و خيالات خام و توهمات باطل پورپيرار را به سادگي نقش بر آب مي كند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;پوپيرار ـ اين مورخ كبير ـ در ادامه‌ي ياوه‌گويي‌هاي جاهلانه‌ي خود مي‌گويد:&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; «&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;كورش و ديگر هخامنشيان تمام تمدن‌هاي باستاني خاورميانه (از سومر تا آشور و ايلام&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;و بابل!!) را يك‌سره نابود و ويران كرده و امپراتوري آنان از خون و بر خون برآمده&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بود» (!!). و باز يگانه سند او براي اين ادعاي تهي‌مغزانه كه از قماش همان سند قبلي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اوست، گفتاري است در تورات (كتاب ارميا) كه در آن از زبان يَهُوَه (خداي بني&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اسراييل) گفته مي‌شود: «من رودخانه‌ها و چشمه‌هاي بابل را خشك خواهم كرد. اين&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;سرزمين به ويرانه‌اي تبديل خواهد شد و حيوانات وحشي در آن زندگي خواهند كرد !!»&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; [1]. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اما پورپيرار از فرط جهالت و شتاب‌زدگي در انجام دادن مأموريت محول شده به&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;خود، ندانسته است كه سومريان، ماناها، لولوبي‌ها، اورارتوها، اكدي‌ها، كاسي‌ها و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بسياري ديگر از تمدن‌هاي كهن خاورميانه، ده‌ها بل كه صدها سال پيش از برآمدن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;هخامنشيان، در پي انحطاط تدريجي و جنگ‌هاي فرسايشي نابود شده بودند؛ تمدن آشور به&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;دست مادها و بابلي‌ها از ميان رفته بود و تمدن ايلام نيز نه تنها هيچ گاه نابود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;نشد، بل كه حيات آن تا عصر اشكانيان ادامه داشت. تنها تمدن باقي مانده، تمدن بابل&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;است كه فتح آن به دست كورش انجام يافت اما شگفتا كه پس از دو سده كاوش در منطقه‌ي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بين النهرين (بابل)، نه تنها هيچ اثري از ويراني و غارت ناشي از چيرگي پارس‌ها&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;يافته نشده، بل كه اسناد فراواني به دست آمده كه به رواج و رونق اقتصادي و ترقي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بابل در عصر هخامنشيان تصريح دارند[2]. جالب است هنگامي كه كورش كبير در استوانه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;معروف خود مي‌نويسد: «من با صلح وارد بابل شدم … و ويراني‌هاي آن را آباد كردم. فقر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آنان را بهبود بخشيدم. فرمان دادم كه هيچ خانه‌اي ويران نشود و هيچ فردي از مسكن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;خود محروم نگردد. من صلح و آسايش را براي تمام انسان‌ها تضمين كردم …» [3]؛ «آشور&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بَنيپل» پادشاه آشور درباره‌ي تهاجم ويران‌گرانه‌ي خود به ايلام مي‌گويد: «در طول&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;يك لشكركشي من اين سرزمين ايلام را به كوير و ويرانه تبديل كردم. روي چمن‌زارهاي آن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;نمك و بته‌ي خار پراكندم [تا آن جا كه] نداي انساني، صداي سم چارپايان كوچك و بزرگ&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;و فريادهاي شادي [مردم] به دست من از آن جا رخت بربست» [4]. حال با چنين اوصافي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;جالب است كه پورپيرار شاهان آشور و بين النهرين را دادگستر و مدافع حقوق بشر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;مي‌داند و كورش كبير را خون‌خوار و ويران‌گر!!!&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;يكي ديگر از ادعاهاي رندانه و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;جاهلانه‌ي پورپيرار كه مدام در توليدات سفارشي وي تكرار مي‌شود، اين است كه وي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;دودمان‌هاي هخامنشي تا ساساني را «غيرايراني» و «غيربومي» مي‌خواند و دليل مي‌آورد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;كه زبان و فرهنگ مثلاً هخامنشيان چون با تمدن بوميان اين سرزمين مغاير است، پس&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ايشان «بومي» نيستند!!! پورپيرار كوشيده است با آميختن برخي بديهيات با پاره‌اي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;توهمات خود، ذهن خوانندگان را گمراه كند؛ اما اين فرد جاهل نمي‌داند كه غير بومي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بودن بودن آريايي‌ها در منطقه‌ي خاورميانه، نكته‌اي بديهي است و كشف دوباره‌ي آن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; (!!) &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;از سوي پورپيرار، كمكي به وي نخواهد كرد. عموم مورخان و دانشمندان از ابتدا بر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اين باور بوده‌اند كه اقوام آريايي و از جمله پارس‌ها، هرگز بومي اين سرزمين&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;نبوده‌اند بل كه از آسياي ميانه بدين پهنه مهاجرت كرده و سرانجام تمدن «ايراني» را&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بنيان نهاده بودند. اما غير ايراني خواندن اين اقوام، نهايت جهالت است چرا كه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;واژه‌ي «ايران» (= جايگاه آرياييان) رهاورد همين اقوام پارس و پارت است و اطلاق&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;عنوان «ايران» نيز بر اين سرزمين كه تا پيش از آن عرصه‌ي انحطاط تدريجي و جنگ‌هاي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;فرسايشي اقوام پراكنده و جداگانه‌ي به اصطلاح بومي بود، دست‌آورد همينان است. زبان،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;فرهنگ، تمدن و قوميت ما «ايرانيان» در مرتبه‌ي نخست، ميراث و يادگار سترگ اقوام&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آريايي است و نه بومياني كه خود عامل نابودي خويش گشتند و اگر پارس‌ها ميراث و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;موجوديت آنان را پاس نمي‌داشتند، هيچ نام و نشاني از ايشان در تاريخ بر جاي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;نمي‌ماند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=4&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اما ياوه‌ها و گزافه‌هاي تهي مغزانه‌ي پورپيرار بسي افزون‌تر و فراتر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;از نمونه‌هايي است كه در بالا گفته شد. او مي‌گويد: «پيش از اسلام، ايرانيان به هيچ&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;دين رسمي، ملي و سراسري پاي‌بند نبودند و اسلام نخستين دين، باور و ايمان ملي و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;سراسري ايرانيان ساكن اين نجد است»!! پورپيرار «وجود زرتشت و دين وي را انكار&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;مي‌كند و كتاب اوستا را حاصل ترفند و فريب خاورشناسان عامي و دغل و جاعل» مي‌داند!!&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;او واژه‌ي پارس (= قوم پارس) را «گدا و ول‌گرد و مهاجم» معنا مي‌كند و مي‌گويد كه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; «&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;نام فارس بايد از روي استان فارس برداشته شود»!! پورپيرار مي‌نويسد «اعراب از&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;همسايگان خردمند ايرانيان‌اند كه هر چه را كه اينك بدان مي‌نازيم، از جمله ادب&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ممتاز ايراني، تحفه‌اي است كه عرب همراه اسلام به ايران سپرده است»!! او مي‌گويد:&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; «&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ظهور هخامنشيان در تاريخ و جغرافياي شرق ميانه يك فاجعه‌ي بشري و حاصل آن، واپس&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ماندگي مردم بين النهرين و ايران بوده است»!! پورپيرار مي‌نويسد: «ايران در اين&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;دوازده قرن [از ابتداي عصر هخامنشيان تا انتهاي عهد ساسانيان] كه در تيول سلسله‌هاي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;مهاجم بود، به مركزي براي فرهنگ و حتا داد و ستد و تجارت اشتهار نداشت، خردمندي از&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اين سرزمين برنخاسته و تاريخ جهان جز ردپا و جاي زخم نيزه و شمشير سربازان پارسي و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;جز ويرانه‌هاي سوخته، نشانه‌ي ديگري در حافظه ملل قديم، از ايرانيان ثبت&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;نكرده‌اند»!! او مدعي است: «سلطه درازمدت سه قوم مهاجم هخامنشي، اشكاني و ساساني،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بنا بر ماهيت وحشي و شمالي خود، جز ستيزه و خون‌ريزي، سوقاتي ديگري به اين سرزمين&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;نياورده‌ است»!! وي مي‌گويد: «كوشش خاورشناسان در سده‌ي اخير تقريباً به طور كامل&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;از مراكز و منظورهاي سياسي – مذهبي و به ويژه صهيونيسم هدايت مي‌شده است و حاصل آن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;جدايي موجود ميان مردم ايران و ملت‌هاي بين النهرين [= عراق؟!] است». پورپيرار&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;مي‌نويسد: «سعي يهود در پرداخت تاريخ ايران پيش از اسلام، در تلقين اين باور&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بي‌بنيان صرف شد كه تاريخ ايران در دوران سه سلسله هخامنشي، اشكاني و ساساني، سرشار&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;و مشحون از افتخارات ملي بوده است و عمده‌ترين كوشش يهود در بخش دوم تدوين تاريخ&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ايران، در اين محور گرديده است كه: آن تمدن ممتاز ايران پيش از اسلام، با ورود عرب&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;و اسلام بر باد رفت و واپس ماندگي كنوني ايران و شرق ميانه حاصل حضور و ظهور اسلام&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;است»!! او مدعي است: «اگر غنايي در زبان پارسي به طور اعم، و البته تنها در بخش&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ادبيات مألوف آن مي‌يابيم، فقط و فقط نتيجه‌ي ترك خط و زبان الكن و ابتر كهن ايران،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;به نام خط و زبان پهلوي، و گزينش خط و زبان شگفت، زاينده و گوهرمايه‌ي عربي است»!!&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;وي مي‌گويد: «از هر منظري كه به هخامنشيان مي‌نگرم، نتيجه‌ي ظهور آن‌ها در تاريخ&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;تأسف‌بار است. حتا هجوم قوم مغول به جنوب، شكفتگي‌هايي را در روند اتحاد ملي و در&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;فرهنگ و هنر قوم غالب و ملل مغلوب موجب شد. اما هخامنشيان و به دنبال آن‌ها&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اشكانيان و ساسانيان، جز ويراني و توقف رشد در ايران و بين‌النهرين باقي نگذاردند و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;خود نيز پس از شكست، در تاريخ و جغرافياي مشرق زمين محو، گم و نابود شدند و اينك به&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;عنوان يك قبيله، قوم و يا ملت، همان اندازه براي تاريخ ناشناس‌اند كه از نخست&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بودند»!! پورپيرار مي‌نويسد: «متأسفانه تسلط دراز مدت قلدري بي‌فرهنگانه و غارت، كه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بنيان آن را در شرق ميانه بل كه در جهان، هخامنشيان و جانشينان غيرايراني آنان،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اشكانيان و ساسانيان گذارده‌اند، حتا خلفا و حاكمان ايراني پس از اسلام را در&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;تنگناهاي اجتماعي، به الگوبرداري از آن‌ها برگماشت»!! او مدعي است: «سازندگان&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اوستاي پس از اسلام، با دست يابي به گنجينه‌ي لغت كافي، از طريق آشنايي با زبان عرب&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;و در اثر گسترش فرهنگ و ارتباطات اسلامي، به طور كامل با متون بودايي، كنفوسيوسي،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;توراتي، انجيلي و قرآني آشنا شدند و به سهولت توانستند با وام از اين منابع، كتابي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; [= &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اوستا] براي دين تازه‌ساز [= زرتشت] خود تدارك ببينند»!!! و… اما اوج جهالت و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;خودفريبي پورپيرار در اين است كه نه تنها براي هيچ كدام از اين تصورات و توهمات&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;باطل و مضحك و اهانت‌بار خود دليل و سند معتبري ندارد، بل كه انبوه دلايل و اسناد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;خردپذيري كه خلاف عقايد وي را اثبات مي‌كنند، به ادعاي اين كه برساخته‌‌ي يهود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;هستند، به راحتي مردود مي‌شمارد و به كناري مي‌نهد!!&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آخرين نمونه‌ي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ياوه‌گويي‌هاي پورپيرار، مقدمه‌ي 10 صفحه‌اي او بر كتاب ارزش‌مند استاد محمد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;داندامايف به نام «تاريخ سياسي هخامنشيان» است كه در سال 1381 از سوي نشر «كارنگ»&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;منتشر شده است. در اين نوشته، وي پس از انبوهي رجزخواني و مهمل‌گويي، سرانجام آماج&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;حملات خود را متوجه «دكتر پرويز رجبي» كرده است؛ دانشوري كه در جهت مقابله با&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;توليدات سفارشي پورپيرار، كتاب پرمحتوايي را به نام «هزاره‌هاي گم‌شده» (انتشارت&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;توس) منشر نموده بود. پورپيرار در انتهاي اين يادداشت خود مي‌نويسد: «چنين است كه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;انتشارات كارنگ با پوزش بسيار، كه خوانندگان را بار ديگر به خواندن پژوهش‌هاي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بي‌ارزش خاورشناسان درباره‌ي تاريخ ايران مي‌كشاند، وعده مي‌دهد كه تا زمان&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;فرارسيدن فرصت گفت‌وگوي ملي و عالمانه درباره‌ي بنيان تاريخ ايران، هيچ كتابي كه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;بافته‌هاي كهنه درباره‌ي تاريخ ايران را تكرار كند، منتشر نخواهد كرد»!!! اما اين&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;خبر، مژده‌ي مسرت بخشي است چرا كه ديگر، كتاب‌هاي نفيس و درخشاني چنين، از آلوده&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;شدن به يادداشت‌هاي تهي‌مغزانه‌ي پورپيرار نجات خواهند يافت! جالب آن كه وي پس از&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;لجن مال كردن بخش عمده‌اي از تاريخ و فرهنگ ايران، اخيراً به سراغ «سعدي» رفته و با&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;انتشار كتابي به نام «مگر اين پنج روزه» اين بزرگ‌مرد ادب پارسي را نيز مشمول&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;اهانت‌هاي جاهلانه‌ي خود كرده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=4&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;باري، اميد است اين مقاله، مقدمه‌اي باشد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;براي شكست سكوت سنگين و ناشايستي كه تاكنون در برابر عقايد و توليدات سفارشي «ناصر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;پور پيرار» اين وطن فروش نادان و اين جيره‌خوار ممالك عرب، ادامه داشته، و آغازگر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;واكنش و اعتراض درخور ايرانيان ميهن پرست باشد عليه اقدامات و القائات دشمنان اين مرز پر گهر.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;دوستان گرامي يادداشت بالا توسط يكي از دوستانم به من رسيده و من در باره‌ي نويسنده‌ي آن آگاهي ندارم.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 27 Oct 2005 17:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aryana2500&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>aryana2500</dc:creator>
<guid>http://aryana2500.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیا ایرانیان آتش می پرستیدند؟!</title>
<link>http://aryana2500.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بنام ایزد پاک&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آیا ایرانیان آتش می پرستیدند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آتش پرستی تهمتي است ناروا که از سوی بسیاری از تازیان و بدخواهان بی اطلاع در میان نهاده شده است. برای دانستن حقیقت و روشن شدن موضوع از یک سنجش کمک می گیرم که نخست نیاز به اندکی توضیحات درباره ی دین زرتشت و آشکار شدن گوشه های نهانی از دین اسلام دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ایرانیان از دیرباز بسیار طبیعت گرا بودند و عناصر نخستین حیات را گرامی می داشتند به گونه ای که نخستین آیین شناخته شده در میان آریاییان ایرانی مکتب گرامی داشتن درخت بوده است. بسیاری از مورخان مانند هرودوت٬ کتزیاس٬ گزنفون و ... به این نکته اشاره کرده اند و در تاریخ ها نوشته اند که ایرانیان به فرزندان خود می آموختند که بر روی زمین آب دهان نریزند٬ آب ها را آلوده نکنند و به گیاهان و آتش احترام بگزارند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;این گرامی داشت عناصر طبیعت به ویژه زیباترین آن ها یعنی آتش پس از روی آوردن ایرانیان به دین زرتشت نیز در میان آن ها باقی ماند زیرا که آتش در این دین نماد و مظهر زیبایی و قدرت خداوند و پرواز دهنده ی کار های نیک به سوی پروردگار به شمار می آمد...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;از این رو ایرانیان در آتشکده ها و مهراب ها در برابر آتش و شراره های زیبای آن به نیایش می پرداختند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: white; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;هنوز آتش پارسی نمرده است(احمد غزالی)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;سده هايی بسيار است٬ بلکه چندين هزاره از انديشه ی زرتشت می گذرد که روشنايی و نور و آتش نماد خداوند٬ نماد و نشانه ی دانش و شناخت خداوند و راهی به سوی عرفان و پاکی معرفی می شود. ما را کاری با آن نيست که در دوران ساسانيان٬ گروهی از مغان/موبدان٬ همان کرپن ها يا کاهنانی که زرتشت سخت با آنان مخالف بود و آنان را فريب کار و آموزگاران دروغين ناميده و مردم را از آموزه های ريا کارانه شان پرهيز می داد ـ گونه ای رفتار کردند و تعليم دادند و با آتش عمل کردند٬ که کراهت آن آموزه ها تا امروز نيز گريبانگير ايرانيان است٬ چون بسياری در ادوار تاريخی بوده که آموزگاران هر دينی ـ پس از درگذشت دين آور٬ برای سودجويی يا قدرت٬ تعاليم پيامبران را تحريف کرده اند. اما در ايران نور و آتش از زبان پيامبر٬ رمز و کنايه از دانش خداوند٬ مانثر يا خرد درست معرفت يزدانی و پاکيزگی اخلاقی است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;زرتشت می گويد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;at aa thwahamaai. aathre. raataam. manang&apos;ho. ashya maa. yavat. isaai. manyaai&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;با توسل و نماز به آتش تو٬ می کوشم تا هنگامی که به اشا(شناخت خداوند٬نظم درست) دست يابم.۱&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اينک کلام زرتشت را از خود وی در گاثا ها بشنويم:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;و تو را پاک شناختم ای مزدااهورا ـ آنگاه که بهمن به سوی من آمد و از من پرسيد: که هستی و از کدام هستی؟ با کدام نشان در روز های پرسش زندگی٬ خويشتن خويش را خواهی شناسانيدن؟آنگاه به او گفتم: نخست منم زرتشت٬ هرچند که بتوانم٬ به درستی دشمن دروغ پرست (بی نظمی٬ بيداد) و پناه نيرومند پيروان اشا (نظم و قانون مندی و داد) خواهم بود٬ تا آنکه در آينده٬ کشور آرزو شده (شهريور٬ مدينه ی فاضله) را برپا کنم٬ تا هنگامی که ای مزدا ميستايم و می سرايم.و تو را پاک شناختم ای مزدا-اهورا٬ آنگاه که بهمن به سوی من آمد در پرسش: از چه خواهی که خود را باز شناسی؟ (در پاسخ گفتم) : با آن دهش نماز نزد آتش تو٬ تا هنگامی که بتوانم به راستی (اشه) خواهم انديشيدن.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اين آتشی که زرتشت به آن اشاره می کند٬ کنايه از جمال سرمدی است. ذات حق تعالی و معرفت محض است که زرتشت بيان می دارد : در نظر اصحاب جمال٬ حقيقت نهايی چيزی جز جمال سرمدی نيست. جمال سرمدی به اقتضای ذات خود در پی آن است که روی خود را در آينه ی جهان بنگرد. از اين رو جهان٬ نگار يا عکس جمال سرمدی است. به اين ترتيب اصحاب نحله ی جمال از مفهوم نوافلاتونی آفرينش٬ که جهان را نشئه ی فياضيت الاهی می شمرد٬ دور شدند و اعتقاد کردند که٬ تجلی زيبايی٬ علت خلقت است و عشق&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;نخستين مخلوق است و عشق است که جمال سرمدی را تحقق می بخشد. صوفيان ايرانی به اقتضای اصل زرتشتی (بنياد های حکمت خسروانی)&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;خود اين عشق جهانگير را آتش مقدس ناميدند (و جايگاه آن در دل های پاک٬ آتشکده ی دل) که جز خدا همه چيز را می سوزاند.۲&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بازتاب اين انديشه را می توان در ادبيات ايرانی پس از اسلام نيز به فراوانی يافت مانند. مولوی نيز در آغاز مثنوی همين بيان را مطرح کرده:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بشنو از نی چون حکايت می کند&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;از جدايی ها شکايت می کند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;کز نيستان تا مرا ببريده اند&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;در نفيرم مرد و زن ناليده اند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;سينه خواهم شرحه شرحه از فراق&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;تا بگويم شرح درد اشتياق&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;هر کسی کو دور ماند از اصل خويش&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;باز جويد روزگار وصل خويش&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آتش است اين بانگ نای و نيست باد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;هرکه اين آتش ندارد نيست باد&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نيز اشاره به سماع و ترنم های ايرانی و غزل های پهلوی و تو حيد از درخت شنيدن:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;می خواند دوش درس مقامات معنوی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;يعنی بيا که آتش موسا نموده گل&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;تا از درخت نکته ی توحيد بشنوی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مرغان باغ قافيه سنجند و بذله گوی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;تا خواجه می خورد به غزل های پهلوی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;يا در اين بيت ديگر:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به باغ تازه کن آيين دين زرتشتی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;کنون که لاله بر افروخت آتش نمرود&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;هنگامی که زرتشت رسالت خود را بيان می کند در اين ابلاغ به رمز مجمر آتشی را که آورده عرضه می کند :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;يکی مجمر آتش بياورد باز&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;بگفت از بهشت آوريدم فراز&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;جهان آفرين گفت بپذير اين&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;نگه کن بدين آسمان و زمين&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;که بی آب و خاکش بر آورده ام&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;نگه کن بدو تاش چون کرده ام&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نگر تا تواند چنين کرد کس&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;مگر من که هستم جهاندار و بس...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پديد آمد آن فره ی ايزدی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;برفت از دل بدسگالان بدی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پر از نور ايزد ببد دخمه ها&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;وز آلودگی پاک شد تخمه ها&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;و چون مدتی از اين رسالت می گذرد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چو چند گاهی بر آمد بر اين&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;درختی پديد آمد اندر زمين&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;از ايوان گشتاسب تا پيش کاخ&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;درختی گشن بيخ و بسيار شاخ&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;همه برگ او پند و بارش خرد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;کسی کو چنان بر خورد کی مرد...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;خجسته پی و نام او زردهشت&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;که آهرمن بد کنش را بکشت&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پديد آمد آن فره ی ايزدی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;برفت از دل بد سگالان بدی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اين قرينه ی درخت و آتش که نماد فروزان شدن دل و افزونی دانش و معرفت الاهی است در قرآن نيز آمده که الّذی جعل&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;لکم من الشّجرة الاخضر ناراً : همان که از برای شما از درخت سبز آتشی پديد آورد که از آن می افروزيد۳&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پس اين معنی به روشنی مفهوم می شود که در حکمت ايران باستان٬ و آنچه که زرتشت از نماد نور و آتش مطرح کرده بسيار مفهوم عالی و حکيمانه ای داشت و آن چه که زرتشت در نظر داشت٬ اين عنصر پاک مقدس شمرده می شد و به عنوان نماد و نشانواره و قبله افروخته شده و هنگام افروختن و رؤيت٬ به عنوان تعظيم و تکريم ذات خداوندی٬ ادعيه ای تلاوت می شد و حرمت آن واجب بود٬ چنانکه هنوز پس از هزاران سال٬ ايرانيان&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;هنگام افروختن آتش و روشن کردن چراغ٬ با احترام دعاهايی زمزمه می کنند يا در هنگام های متبرک و يادبودهای مقدس٬ و در سقاخانه ها و هنگام سوگ و عزا و جشن و شادی٬ آتش و چراغ روشن می کنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;سهروردی در حکمة الاشراق می گويد:اگر در جهان هستی٬ چيزی باشد که نيازی به تعريف و شرح آن نباشد بايد خود ظاهر و بالذّات باشد که نيازی به تعريف و شرح آن نباشد. به ناچار بايد خود ظاهر و بالذّات باشد و در عالم وجود چيزی اظهر و روشن تر از نور نيست. پس بنابراين چيزی از نور بی نياز تر از تعريف نيست. و چون آتش برادر نفس و جانشين انوار و روشنايی ها و تابش هاست٬ دانشمندان و حکمای پارس٬ از زمان کهن٬ قبله قرار دادند آن را برای مردم که متوجه بدان باشند در هنگام های نماز و عبادات؛ و برای آن انوار معظمه٬ خانه ها و آتشکده ها بنا کنند. و هوشنگ نخستين کسی بود که آتشکده برپا کرد و پس از او جمشيد و بعد فريدون و بعد کيخسرو و ديگر ملوک دانشمند. و زرتشت فريضه کرد اين سنت را. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اکنون کمی به دین اسلام بپردازیم که در میان ما بسیار شناخته شده است ولی هنوز ابعادی تاریک و نهان به جا مانده که برای سنجشی میان این دو فرهنگ یا دین باید به آن ها پرداخت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;همانگونه که بر همه ی ما روشن است نام خدای مسلمانان الله است &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نام بسیاری از تازیان پیش از مسلمان شدن نیز عبدالله... بوده است زیرا اللّة نیز بتی بود که در میان دیگر بت های اعراب در بت خانه ی کعبه نگه داری می شد. اعراب جاهلی هر سال همان آداب و رسومی را انجام می دادند که امروزه مسلمانان نیز عینن همان ها را انجام می دهند مسلمانان امروز همانگونه به دور کعبه می گردند٬ میان صفا و مروه می دوند٬ به اهریمن سنگ می پرانند و در یک روز بیش از ۲۰۰۰۰۰۰ گوسفند را برای مراسم قربانی می کشند و به چاله ها می ریزند (در حالی که شاید بتوان با گوشت آن ها یا هزینه ی این کار جان بسیاری از مسلمانان آفزیقایی را از مرگ نجات داد) بله مسلمانان نمازشان را به سوی بت خانه ی اعراب جاهلی می خوانند و بر روی گل خشک شده در برابر خانه ای از سنگ سجده و تعظیم می کنند...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ای قوم به حج رفته کجاييد کجاييد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;معشوق همين جاست بيا ييد بياييد&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;معشوق تو همسايه ی ديوار به ديوار&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در وادی سرگشته شما در چه هواييد...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آن ها که به سر در طلب کعبه دويدند&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;چون عاقبت الامر به مقصود رسيدند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;رفتند در آن خانه که بينند خدا را&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;بسيار بجستند خدا را و نديدند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چون معتکف خانه شدند از سر تکليف&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;ناگاه خطابی هم از آن خانه شنيدند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;که ای خانه پرستان چه پرستيد گل و سنگ&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;آن خانه پرستيد که پاکان طلبيدند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حال با مقايسه و سنجشی ساده ابعاد حقیقت بر ما روشن خواهد شد. همه می دانیم مسلمانان بت پرست یا سنگ پرست نیستند٬ اگرچه نام خدایشان نام بتی است٬ بر گل سجده می کنند٬ به سوی خانه ای از سنگ نماز می خوانند٬ برای &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;خشنودی خدایشان قربانی می کنند و به چاله می ریزند...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حال چگونه می توان مسلمانان را مشرک و سنگ پرست ندانست و اسلام را دین توحیدی شناخت ولی ایرانیان زرتشتی را آتش پرست و مشرک دانست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پاسخ این پرسش را به خرد و منطق سلیم شما واگزار می کنم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱ـ يسنا٬ هات ۴۳ ٬ بند ۹ـ۷&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۲ـ سير فلسفه در ايران٬محمد اقبال لاهوری٬ص۸۶&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۳ـ سوره ی ۳۶ ٬آيه ی ۸۰&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرآن&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&amp;nbsp;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 12 Oct 2005 11:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aryana2500&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>aryana2500</dc:creator>
<guid>http://aryana2500.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
